پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
270
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
و برخى استوانهاى شكل ، بودند و واقعا مايهء تأسف من شد كه در ساختمان اين ظرفها مهارت و ظرافت به كار نرفته بود . نمىدانم علت اين است كه استادان ايرانى نمىتوانند آنها را بهتر سازند ، يا شاه نمىخواهد بيش از اين پول خرج كند و بايد گفت او هميشه از اين ظروف استفاده مىكند ، چه براى مهمانىها و چه براى استفادهء شخصى در مواقع خصوصى . يكى از تماشايىترين چيزها طشت طلاى پر از يخى بود كه تنگهاى شراب را براى خنك شدن ، در داخل آن گذاشته بودند . اين طشت به شكل مربع مستطيل ، مانند گهواره يا صندوقى ساخته شده و در تزيين آن مهارت بسيار به كار رفته بود ، و به قدرى بزرگ بود كه به نظر من دو مرد قوى به زحمت از عهدهء بلند كردنش برمىآمدند . من و پدر جووانى تخمين زديم كه اين طشت بدون تنگهاى زرين داخل آن بيست هزار سكهء طلا ارزش دارد و به اين قياس مىتوان ارزش اشيائى را كه تاكنون شمردهام و بر سفرههاى سهگانه در آن جايگاه طويل قرار داشتند ، به حدس دريافت . بالاى سفرهاى كه در ميان چادر گسترده شده بود ، مقدارى ظروف و جامهاى بزرگ شراب ، به اشكال مختلف ، ديده مىشد كه همه را به سنگهاى قيمتى بهخصوص الماسهاى درشت گرانبها آراسته بودند ، و برق الماس در روشنايى چراغها درخشندگى و زيبايى خاصى داشت . آن طرف چادر كه به سمت صحرا بود از نصف به پايين كاملا باز بود ؛ به نحوى كه از نواحى دوردست نيز مىشد روشنايى چراغها و برق خيرهكنندهء ظرفهاى طلا و نقره را ديد . در همان سمت ، به اندازهء عرض يك كوچه آن طرفتر ، مطابق تمام طول اين چادر ، سايبانهايى به پا كرده بودند كه فقط سقف آنها پوشيده بود و پايههاى متعدد چوبى آنها را نگه مىداشت . سقف اين سايبانها به سمت بيرون شيب داشت و توسط طنابهايى به زمين مهار شده بود . در انتهاى چادر آن سايبان نيز پيچ مىزد و سپس در طرف ديگر چادر ادامه مىيافت ، به نحوى كه آن را در بر مىگرفت . چادرهاى سايبانها داراى طول و ارتفاع يكسان بودند و همانطور كه در ايران مرسوم است داخل آنها زربفت بود . در زير اين سايبانها نيز قالى پهن شده و دو رديف سفرهء طويل ابريشمين آنجا گسترده بودند ، منتهى از تنگها و ظرف طلا و نقره بر روى آن خبرى نبود . بر سر همين سفرهها بود كه قبل از آمدن شاه ، همهء مهمانان گوش تا گوش نشستند و شام خوردند . شام را كه در سينىهاى بزرگ طلا و نقره به روى سفره آوردند عبارت بود از هرمهاى مرتفع پلو به رنگهاى مختلفى از قبيل سفيد و سياه و زرد كمرنگ و به انواع گوناگون يعنى با گوشت دام و مرغ خانگى و پرندگان مختلف ، كه